![]() |
![]() |
|
| من به دنبال بهترین ها هستم شما چطور؟ |
|
می2نی؟ طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است
می2نی؟ خورشید کوچکترین ستاره دنیا است می2نی؟ وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید می2نی؟ زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است. می2نی؟ مساحت سوراخ اوزون ۲۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی می2نی؟ سالانه ۱.۳ میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذای خوری در چین میشود می2نی؟ در طوفان شن کویر بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیون تن شن جابجا میشود می2نی؟ ماموتها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را میخوردند می2نی؟ شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است می2نی؟ جوانان هندی شادترین و ژاپنی افسرده ترین های جهانند می2نی؟ لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند می2نی؟ مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند می2نی؟ عمر مفید انسانها در کف دستشان نوشته شده است نگاه کنید ۸۱ - ۱۸ = ۶۳ می2نی؟ مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند می2نی؟ به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد می2نی؟ ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است می2نی؟ گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است می2نی؟ گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است می2نی؟ گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد می2نی؟ گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است می2نی؟ گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است می2نی؟ فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است می2نی؟ مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند می2نی؟ یك نانومتر یك میلیاردیم متر یا حدوداً به طول ۱۰ اتم هیدروژن است می2نی؟ مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند می2نی؟ خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند می2نی؟ ادرار گربه زیر نور سیاه میدرخشد. می2نی؟ دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند می2نی؟ هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰.۱ کالری انرژی مصرف میکنید می2نی؟ فورییه ۱۸۶۵ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 9:27 توسط امیر |
|
|
ایران از روزگاران كهن تا كنون به نامهای ، آری ، آریان ، آریانا ، آریاویچ ، آریاویج ، آریه ، اران ، آریان ،آریان شهر ،ائیریانم وئجه ، ائیریه ، ائیریوشینه ، ایر ، ایران شثر ، ایران شهر ، ایران ویج، ایران ویچ ،ایران ویژ ، ایریا ، ایریاوه ، ایریاوه ، ایرج ، ایریوخشوثه ، پرس ، پرشا ، پرشیا، پرشیانا ، سرشناس بوده است.
واژه ایران برگرفته از نام (( آریانا )) یعنی سرزمین آریاییهاست . آریایی ها در هزاره دوم قبل از میلاد به فلات ایران وارد شدند . گروهی از آنان به هند رفتند و گروهی در این سرزمین كه به نام آنان ایران نام گرفته ، باقی ماندند. واژه آریا در زبانهای اوستایی، فارسی باستان و سانسكریت به ترتیب به گونه های ( ایریه ) airya ( اریه ) ariya ( آریه ) arya به كار رفته است. ( اریه ) در نام ( اریامنه )airyarmmna پدر نیای داریوش بزرگ دیده می شود و ( ایریه ) در واژه اوستایی ( ایرینه ) airyana به معنی ( ایرانی ) و ( آریایی ) و در نامهای ( ایرینه وئجه ) airyana – vaejeh ، ایران ویچ و ایریو خشوثه Airyo-xo-xsutha ( كوهی كه آرش ، تیر انداز نامی ایران در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن ، تیری به سوی خاور انداخت ) و( ایر یاوه ) airyava ( یاری كننده آریا ) آورده شده است. كلمه آریا به معنی نجیب ، اصیل ، شجاع و آزاده در نوشتارها به كاررفته به صورتی كه داریوش بزرگ هخامنشی در نبشته های نقش رستم و شوش ، از خود چنین یاد كرده است : من داریوشم ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمین های همه نژاد ، شاه در این بوم ( زمین ) بزرگ پهناور ، پسر ویشتاسپ هخامنشی ، پارسی ، پسر پارسی ، آریا , آریایی ، آریا چهر ( آریایی نژاد ). خشایارشاه ، پسر و جانشین او نیز در نوشته تخت جمشید ، از خود چنین یاد می كند: من خشایار شا هستم ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمینهای پرنژاد ، شاه در این بوم بزرگ پهناور ، پسر داریوش ....) آریایی هایی كه در هند مستقر شدند ، قلمرو خود را ارت ورت نام گذاشتند كه به صورت آریا ورته نیز گفته شده است . آریائی هایی كه به ایران آمدند ، بر اساس اوستا در سرزمینی به نام ائیریانم وئجو ( اوستایی ) یا ایرانویج ( eranvej) ( پهلوی ) زندگی می كرده اند . این كلمه از دو كلمه ایران و ویج(airyanam unejo) تشكیل شده است . ویج را بعضی به معنی تخمه و نژاد دانسته اند . بدین ترتیب ایرانویج به معنای نژاد ایرانی است و چون به مكانی منسوب شود به معنای محل زندگی ایرانیان خواهد بود. ایران ویج در اوستا برترین سرزمین سپند است و در آنجاست كه جم بهشت آسودگی و ناز و نوش خویش را پی افكند . در ایرانویچ است كه زرتشت ، شست وخشور بزرگ دیده به دیدار جهان می گشاید و آیین خود را بنیاد می نهد. ( اریه ) ، ( ایریه ) رفته رفته به صورت ( ایر ) دگرگون شده و با پسوند نسبت پهلوی ikو یا ic به شكل نام ( اریك ) در ارمنی و ایرج در پهلوی و فارسی در آمده است. ایرانیان در نبشته های پهلوی ساسانی ، خود را بدین نام و میهن خویش را ( ایران ) كه در پهلوی اشكانی اآریان ، ( در ارمنی eran ) یا ( ایرانشثر eransathr ) و در فارسی ایرانشهر می نامیدند. در اوستا آریانه هم به معنای قوم ایرانی و هم محل سكونت آنان بوده است و لغت آریان نیز به صورت جمع آن بكار برده اند . در كتاب ( پیامبران و شاهان ) حمزه اصفهانی ، دانشمند سده 4 ه. ق یكبار از كشور آریان یاد كرده و یكبار آریان را از هفت تیره بزرگ روی زمین به شمار آورده است. بنابر بر روایتهای كهن ، ایران از ایرج آمده است . ایرج و دو برادرش تور و سلم از فرزندان پادشاهی به نام فریدون هستند . این سه برادر به ترتیب در اوستا به صورت ائیریه ( Airya) توئیری ( Tuirya) و سی ریمه ( sairima) آمده است . سلم نیای همسایگان غربی ایران ، تور نیای همسایگان شرقی ایران و ایرج نیای ایرانیان شناخته شده اند . فریدون سرزمین اصلی خود را كه خونیرس نام داشته و در میانه جهن جای داشته به ایرج داده است و بدین ترتیب خونیرس همان ایران می باشد . صورت كامل این واژه اوستایی خونیرس یامی است كه به معنای سرزمین آفتاب تابان است . از روزگار ایرج كه به دست تور كشته شد ، میان ایرانیان و تورانیان جنگ در گرفت و در نتیجه لفظ تورانی بجای انیرانی ( غیر ایرانی ) معنا یافت. از دوره هخامنشیان لغات چندی كه در بردارنده نام ایران است بر جای مانده است ، چنانكه نام پدر بزرگ داریوش ، آریامنه بوده و در كتیبه بیستون كلمه آریا نا خشاثرام ( aryana khsharthram) به معنای سرزمین آریایی ها بكار رفته و كلمه ائیریوشینه ( airyo shayana ) به معنای منزلگاه ایرانیان در فارسی باستان استفاده می شده است. در همان حال یونانیان ، ایران را پرسیس ( persis ) نامیده بودند كه از نام فارس ریشه گرفته بود كه مسكن پارسان است . پارسیان در روزگار هخامنشیان حاكمان ایران بودند و به این دلیل یونانیان تمام سرزمین انان را بدین نام می خواندند . بعدها كلمه پرسیس در دیگر زباهای اروپایی نیز وارد شد و در زبان انگلیسی به صورت پرشیا ( Persia ) و در زبان فرانسوی پرس ( pers) بكار رفت. در روزگار اشكانیان و ساسانیان ( دوره استفاده از زبان فارسی میانه ) كلمه آریانه قدیم به صورت اران ( eran ) در بین مردم رایج شد . این كلمه معمولا همراه با شتر (shatra) به معنای شهر و به صورت اران شثر بكار می رفت كه معنی آن ایرانشهر و مراد از آن كشور ایران است . پس ایرانشهر به معنای كشور ایران و ایرانشهری یعنی ایرانی البته نام ایرانشهر را به شهر نیشابور در خراسان نیز گفته اند. ابو شكوربلخی ، در ستایش شاه سامانی ، می گوید: خداوند ما نوح فرخ نژاد كه بر شهر ایران بگسترد داد فردوسی نیز پس از او ، می سراید: همه شهر ایران و توران و چین به شاهی بر او خواندند آفرین همه شهر ایران بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 16:25 توسط امیر |
|
|
کوروش قبل از مرگش با هوشیاری و ذکاوت خاصی وصیت به دفن خود و مادرش ماندانا در مکانی دست نیافتنی می نماید.اسکندر مقدونی پس از غارتهای فراوان و تخریب مکانهای ایرانیان به قبر کوروش میرسد و در صدد اهانت به مدفن او برمی آید که در نهایت تعجب به کتیبه ای داخل معبد میرسد که کوروش خطاب کرده: اینجا ملک فرمانروائی من است
متن کامل درزیر: ...اینجا ملک دلیران است و این ملک هیچ خائن و غارتگری را نمی پذیرد...و مطالبی که حاکی از سلطه مستحکم کوروش و ایرانیان بر سرزمین پارس دارد.و اسکندر ناموفق منصرف میشود.بعدها اعراب روی آن کتیبه خطوط عربی و آیه های قرآن حکاکی میکنند که هنوز هم برجاست.دلیل سلامتی نسبی مقبره کوروش نیز بدان جهت است که با حمله عربها به منطقه پارسه و پاسارگاد ساکنین بازمانده آنجا قبر کوروش را مقبره مادر حضرت سلیمان (ع) ذکر نموده تا متجاوزین از تخریب مکان منصرف شوند.
متن روی سنگ قبر من کوروش هستم ، شاه هخامنشي اي مردي که هر که هستي و از هر کجا مي آيي زيرا ميدانم که خواهي آمد من کوروش هستم که به ايرانيان شاهنشاهي بخشيد .با من مشاجره مکن يگانه چيزي که هنوز براي من باقي مانده است يک مشت خاک ايران است که پيکر مرا پوشانده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 16:25 توسط امیر |
|
|
اسرار زندگي آدولف هيتلر اسرار زندگي آدولف هيلتر،مردي که گويي هرگز نبود! *هيلتر هرگز اجازه نمي داد در حين استحمام يا بدون لباس رسمي کسي او را ببيند. همچنين،از هيچ گونه اسپري خوشبو کننده و ضد تعريق و ادکلن استفاده نمي کرد. *در اوقاتي که هوا به شدت گرم بود،هيلتر هرگز در جمع کتش را درنمي آورد. *در سال 1923،دکتر سد گويک، وزير مطبوعات نازي ها تلاش کرد تا هيلتر را متقاعد سازد که خود را از شر سبيل مخصوص به خودش رها کند يا بگذارد سبيلش به حالت طبيعي رشد کند. ولي هيلتر در پاسخ گفت:" نگران سبيل من نباش!اگر اين مدل سبيل در حال حاضر مد نباشد،بعدا مد مي شود،چون من چنين سبيلي دارم!" *هيلتر در حين غذا خوردن با ديگران ،اجازه مي داد بحث و گفت و گو در مورد مسائل و موضوعات عمومي به دراز بکشد،ولي پس از چند ساعت بي اختيار،يکي از سخنراني هاي طولاني و تک گويي هايش را شروع مي کرد!اين سخنراني هاي طولاني از ابتدا تا انتها،کامل و بي نقص بودند،چون او هر وقت که فرصت پيدا مي کرد،به تمرين مي پرداخت. *جملات مورد علاقه هيلتر،عبارت بودند از: "وقتي سرباز بودم"، " وقتي در وين بودم"،" وقتي در زندان بودم" و " وقتي در قديم فرمانده گروه بودم". * وقتي هيلتر شروع به صحبت در مورد واگنر و اپرا مي کرد، هيچ کس جرات نداشت سخنان او را قطع کند.او معمولا آن قدر در مورد اين موضوعات موعظه مي کرد که شنوندگان به خواب مي رفتند. *هيلتر به هيچ بازي و ورزشي علاقه نداشت و هرگز در طول عمرش ورزش نمي کرد؛ فقط گاهي اوقات پياده روي مي کرد. *او دائما بين اتاق خانه اش قدم مي کرد و هميشه شتابش يکسان بود،زير لبي سوت مي زد و به طور اريب از گوشه اي به گوشه ديگر مي رفت. *دست خط او،عالی و بی عیب و نقص بود.زمانی که کارل یونگ،روان شناس معروف،در سال 1937 دست خط او را دید،گفت:"پشت این دست خط ،خصوصیات و ویژگی های منحصر به فرد مردی دارای غریزه و تمایل ذاتا زنانه نهفته است". *هیلتر عاشق سیرک بود.او بیشتر از این ایده،لذت زیادی می برد که اجرا کنندگان حرکات نمایشی سیرک با وجود گرفتن دستمزد بسیار کم،جان خود را به خطر می انداختند تا او را خشنود و سرحال سازند! *هیلتر در سال 1933،به مناسبت های مختلفی به سیرک می رفت و به سوی اجرا کنندگان حرکات نمایشی سیرک،گل و شکلات های گران قیمت پرتاب می کرد.هیلتر حتی اسامی آنان را به خاطر می سپرد و نگران آنان و خانواده هایشان بود! *هیلتر،تقریبا هرشب یک فیلم سینمایی در سالن تئاتر خصوصی خود تماشا می کرد که این فیلم ها،عمدتا خارجی بودند و اجازه اکران در سینماهای عمومی را نداشتند. *زیر دستان هیلتر،به طور مخفیانه،فیلم هایی از شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی تهیه کرده بودند و هیلتر از تماشای آن فیلم ها،لذت زیادی می برد! *او عاشق فیلم های خبری بود؛به خصوص آن دسته از فیلم های خبری که خودش در آن ها حضور داشت. *او موسیقی کولی ها،اپراهای واگنر و به خصوص مارش های فوتبال کالج آمریکایی و مدارس آمریکا را تحسین می کرد. * او برای به هیجان آوردن مردم در خلال سخنرانی هایش از موسیقی به سبک فوتبال کالج آمریکایی استفاده می کرد. حتی شعار وحدت هیلتر،یعنی از روی تکنیک های نوید بخش و دلگرم کننده مورد استفاده قرار گرفته توسط شیپورچیان فوتبال آمریکایی الگو برداری شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 16:24 توسط امیر |
|
|
مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي 3.14 را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كرده اند.
عدد پي( ۳.۱۴) در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند. "عبدالعظيم شاه كرمي" متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره، گفت : بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند. دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت : مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنن هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون "ناسا" براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، آ«غياث الدين محمد كاشانيآ» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند. شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت : "به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است." داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها، بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است. مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 16:23 توسط امیر |
|
|
عقدنامه محمدرضا پهلوی و فرح دیبا (صفحه۱)
ادامه مطلب.......
عقدنامه محمدرضا پهلوی و فرح دیبا(صفحه۲)
![]() عقدنامه محمدرضا پهلوی و فرح دیبا(صفحه۳) ![]() عقدنامه محمدرضا پهلوی وفرح دیبا(صفحه۴) ![]() عقدنامه محمدرضا پهلوی وفرح دیبا(صفحه۵) ![]() عقدنامه محمدرضا پهلوی وفرح دیبا(صفحه۶) ![]() عقدنامه محمدرضا پهلوی وفرح دیبا(صفحه۷) ![]() عقدنامه محمدرضا پهلوی وفرح دیبا(صفحه۸) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 16:20 توسط امیر |
|
|
در هفتهی گذشته، واکنشهای مختلفی در برابر اعترافهای ابطحی و عطريانفر ديدهايم و شنيدهايم. هم توضیح خواندهایم، هم توجیه و هم مچگیریهای متعدد تماشاگران باهوش را از بازجويان (مثلاً اين یکی). واکنش مردم، احزاب سیاسی و به ویژه مراجع دینی را نسبت به اصل و فرع اعترافها میتوان در کنار همهی این نکات خرد و کلان مطرح شده گذاشت. مجموع واکنشها حکایت از نتیجهی بیسابقه و دور از انتظاری دارد که بیگمان حاصلی دردناک و ندامتافزا برای بازیگردانان خواهد داشت. میخواهم بُعدِ تازهتری هم به مجموعهی تحلیلهای اعترافاتی (!) اضافه کنم. برای فهم اين تحلیل باید زاویهی دید را عوض کرد. باید با چشم مسلح اعترافها را ديد و با گوش مسلح شنيد. اما قبل از ورود به اصلِ سخنام لازم است چند نکتهی مقدماتی را طرح کنم.
نخست اینکه اساس اين حبسها و اعترافگيریها، به شهادت موضعگیری قاطعانهی بعضی از مراجع دینی و علمای قم، در شمار معاصی کبیره است و نقض حق الناس و زیر پا گذاشتن احکام صریح شریعت اسلام و طبعاً هر چه از این نمايشها بر آيد که دال بر گواهی علیه نفسِ خويش باشد – با شرايطی که امروز همه میدانيم از چه جنسی است – فاقد هر گونه اعتباری است و نمیتوان به آنها در جهت خدشه وارد کردن به آبرو یا موضع فکری فرد یا گروهی متوسل شد. دوم اینکه – پس از بذل توجه به نکتهی نخست – هر نکتهای که اعترافکنندگان میگويند و به مذاق بعضی از دوستان خوش نمیآيد (و بدون شک میتوان با استدلال به مصاف این اعترافها رفت)، در شرایط حبس گفته میشود. این سخنان اگر در آزادی و به طیب خاطر گفته میشد، تازه اعتباری پيدا میکرد که دربارهاش وقت صرف شود و حتی آن وقت هم دست منتقدان و مخالفان را نمیبست بلکه ميدان بحث و مناظره فراختر میشد. این نکته را خصوصاً در پاسخ به دوستانی عرض میکنم که میفرمايند عطريانفر «خوشرقصی» کرده است. دوستانی که این تعبیر را به کار میبرند التفات ندارند که «خوشرقصی» زمانی معنی دارد که عامل به آن در مقام اختيار باشد و هیچ بيم و هراسی از پيامدهای سخناش نداشته باشد. گواه (عدم اختیار) از اين محکمتر که از عطریانفر میپرسند شما چه تضمینی میدهید که وقتی از دادگاه آمدید بیرون حرفهایتان را زیر پا نگذاريد؟ مضمونِ صریح اين پرسش تهديد آشکار و علنی است و اين هم از ناشیگریها و بیتجربهگیهای بازجويان ناپخته و نورسيده است. و اما عطریانفر؛ به اعتقاد من عطريانفر – چه میخواسته و چه نمیخواسته – جلسهی اعتراف و سخنرانی را تبدیل به دادخواستی علیه بازجويان، دادگاه و رخدادهای اخیر کرد. کافی است کسی نکاتِ پراکندهی سخنان عطريانفر را کنار هم قرار بدهد تا ببينید سخنانِ او نه تنها کمکی به پيشبرد اهداف بازجو نکرده است، بلکه اساسِ ماجرا را زير سؤال برده است. برای فهم بهتر سخنان عطریانفر، از نگاهی که میگویم، باید ناگزیر متوسل به ابزارهای هرمنوتیک و تفسیری شد. چند مورد را فهرست کردهام که به اختصار میآورم. شايد ترتیب و توالی اين عبارات همان چیزی نباشد که عطریانفر گفت ولی اصل موضوع همچنان به قوت خود باقی است. ۱. عطریانفر از خاتمی و هاشمی رفسنجانی قاطعانه دفاع کرد و بدون کمترين تزلزلی دوم خرداد را «حماسهی دوم خرداد» خواند؛ این را مقایسه کنيد با موضعگيریهای علنی و صریحی که رسانههای بازجویان (از قبیل فارسنیوز و ایرنا) دربارهی خاتمی، هاشمی رفسنجانی و «دوم خرداد» دارند؛ قطعاً بازجوها بدشان نمیآمد که عطريانفر هم که اکنون دچار تحول روحی شده است (و قاطی کرده!)، «فتنهی دوم خرداد» را هم پیش میکشيد. مواضع خاتمی و هاشمی رفسنجانی هم که نسبت به وقايع اخير و اعترافها اظهر من الشمس است. ۲. عطریانفر میگوید که رييس جمهور تابع مجلس است و معنایاش این است که «باید» تابع مجلس باشد چون همه میدانند کسی که امروز لباس رياست جمهور را به تن کرده است در چهار سال اخیر چه اندازه از مجلس و رهبر کشور سرپیچی کرده. عطریانفر رسماً میگويد مجلس قدرت صدور عدم کفایت رييس جمهور را دارد (یعنی مجلسيان در کار خودتان قصور نکنيد؛ ما دستمان دیگر کوتاه شده است!). اگر امروز کسی سخن از عدم کفایت رييس جمهور در بیرون زندان بگويد، دیر نيست که گذارش به داخل زندان بیفتد تا از گفتناش پشیمان شود. (آنجا که میگوید رهبری مانند عضوی از پازل قانون اساسی است که دیگر هيچ!) ۳. عطریانفر میگويد: « امام که نفس خودش را کشته بود و زیر پا له کرده بود، امام برای خودش سینه میزد و میخواست مبانی خودش را حاکم کند؟ امام هيچ نیازی نداشت که خودش را تأکید کند.» واقعاً اين جملات نیاز به شرح و تفسیر دارد؟! ۴. ایشان امام را «حکیم دانا و فقيه» خطاب میکند اما به رهبر فعلی کشور که میرسد میگويد: «ای پیشوا...» (این تعبیر را از فيلم موجود در سایت فارسنيوز بریدهاند!). بار سياسی و سوابق پشت کلمهی «پیشوا» در ادبیات سیاسی قرن بيستم، باری منفی است. حتی ناخودآگاه عطريانفر هم به خودآگاه بازجو رودست زده است! ۵. عطريانفر از دو بار زندان رفتناش در زمان شاه سخن گفت (يعنی سوابق بلند مبارزاتیاش را به رخ میکشد و اینکه او متعلق به خودِ نظام است) و گفت وقتی از زندان بیرون آمدیم گمان هم نمیکردیم روزی این حکومت سقوط کند. اين تعبیر هم نياز به شرح و تفسیر دارد؟! ۶. عطريانفر پس از سخنان ابطحی گفت که «شجاعت دو نوع است؛ یکی گفتن سخن حق در برابر امام جائر و دیگری شکستن خود و من آمدهايم اين دومی را انجام دهم»! اولاً که این صورت تغيير یافتهی حدیث و روايتی است که به انواع جهاد و جهاد اکبر اشاره دارد. وقتی «افضل الجهاد» گفتن سخن حق در برابر امام جائر باشد (اصلاً چه ضرورتی داشت عطریانفر حرف «امام جائر» را پيش بکشد؟!)، و بخواهد به سوی جهاد با نفس برود، يعنی بازی را از دست بازجو گرفته و حرفاش را هم زده است: اين بساط مبتنی بر جور است (الله اکبر!). ۷. او مرتب از نهج البلاغه، آيات و احادیث و روایت شاهد مثل میآورد. اگر خاطرتان باشد، بساط اعترافگيریها عمدتاً به شکلی بود که القاء کند شخص اعترافکننده اصلاً در این عوالم نيست و با دین و معنويات فاصله دارد. عطریانفر تریبون دادگاه را تبدیل به منبری برای خطبه کرده بود و علیرغمِ پيش کشيدن «مطلقیت» ولايت فقیه، حرفهایی را زد که شيرازهی دینفروشی دادگاه را از هم میپاشاند. ۸. او به دفعات گفت که خود را بخشی از نظام میداند و در چهارچوب قانون سخن میگويد. مگر اين همان سخنی نیست که موسوی بيرون از زندان دارد میگويد؟ این چه اعترافی است که عملاً تأيید موضع موسوی میشود؟ فراموش نکنیم که به ابطحی چندان فشار آورده بودند که خاتمی را خائن نامید ولی عطریانفر درست پس از او از خاتمی با تعظیم و تکریم ياد کرد! این آشکارا یعنی شکستِ بازجو. ۹. عطريانفر، در انتهای سخناش، پارهای از مناجات شعبانيه را میخواند: «الهي و الحقني بنور عزک الابهج فاکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا» و با صدايی بغضآلود خطاب به خدای خود میگوید که ما را چنان قرار بده که از هيچ کس جز تو نترسيم و این را به تأکيد میگويد. تنها از خدا ترسیدن، وقتی معنای پررنگتری پيدا میکند که ترس از قدرت حاکمان را در برابرش قرار بدهیم. تنها قدرتی که اين روزها بر عطریانفر مسلط است، قدرت زندانبان، بازجو و حاکمان سیاسی وقت است. واقعاً چه تفسیر دیگری میتوان از آن کرد؟ به عبارتی، اگر بخشهايی از این «اعتراف» را که میتوان به فراست حدس زد به خاطر قرار داشتن در شرایط حبس و اضطرار است، غربال کنيم، از این سخنرانی چه میماند جز بیانيهای کوبنده عليه ستمی که به ملت ایران شده است؟ تأویل يعنی اینکه بتوانی از سخنی چیزی را استنباط کنی جز معنای ظاهر و لفظی آن. بعضی سخنان، تأویلناپذیرند اما بعضی سخنانِ دیگر چندان مستعد و آمادهی تأویلاند که تأويل نکردنِ آنها، حکايت از بیاعتنایی و تنبلی ذهن مخاطب میکند. بسیار بیشتر از اينها میتوان دربارهی این اعترافها نوشت و يقین دارم که چندان دربارهاش بنویسند که سند تاریخی مهمی برای آيندهی سیاسی کشور ما و رسوا کردن این شيوهی سيئه و پلید بازجویان بیتقوا و سیاستمداران خداناشناس شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 15:15 توسط امیر |
|
|
در پی اظهارات احمدی نژاد شعر کوتاهی که با اقتباس از اشعار دیوان شمس تبریزی اثر مولوی سروده شده و سراینده آن نامشخص بود به سرعت میان مردم فراگیر شد و در تظاهراتها و تجمعات معترضان مورد استفاده قرار گرفت.این شعر در رسانههای خارج از کشور هم انعکاس یافت ازجمله روزنامه گاردین در مقالهای با عنوان «انقلاب خس و خاشاک» به ترجمه جملهای از آن پرداختهاست.[۸]
حامد نیکپی ترانهای بر اساس این شعر خواند.[۱] پرناز و اشکان نیز ترانهای به نام حماسه خس و خاشاک بر اساس این شعر تنظیم و اجرا کردند[۲] |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 15:7 توسط امیر |
|
|
محمدرضا شجریان در نامهای به عزتالله ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما از وی خواست تا از آثارش استفاده نشود: «همانطور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود ایران، ای سرای امید میکند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا وسیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تاکید میکنم، آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایستهاست به حکم شرع و قانون سریعاً کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.»
وی همچنین در مصاحبهای با تلویزیون فارسی بیبیسی گفت :
صداوسیما پیش از این نیز به جانب داری از دولت احمدی نژاد متهم شده بود. تا حدی که شعار «شرم ما، ننگ ما، صدا و سیمای ما» یکی از شعارهای تظاهر کنندگان بود. شجریان در مصاحبه خود گفت هربار که صدای خود را از این رسانه میشنود احساس شرم میکند و بدنش میلرزد. [۱۰] |
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 15:4 توسط امیر |
|
|
اگر عبارت «خس و خاشاك» را در گوگل جستجو كنيد شايد دهها سايت و وبلاگ را پيدا كنيد كه در يك هماهنگي جالب، خبري را منتشر كرده و روي آن هم حسابي مانور دادهاند كه از ريشه و اساس دروغ و كذب محض است. اين دوستان عزيز با اشاره به سخنراني روز يكشنبه دكتر احمدينژاد در ميدان وليعصر تهران، مطابق معمول دست به جوسازي و شايعهپراكني زده و آنقدر سر و صدا كردهاند كه حتي برخي آدمهاي منطقي هم اسير شايعات آنها شدهاند. دوستان معترض ما اعتقاد دارند كه احمدينژاد در ميدان وليعصر تهران به آنها توهين كرده و آنها را برابر با «خس و خاشاك» دانسته است! در راهپيماييهاي چند روز اخير هم حاميان آقاي موسوي بطور مرتب شعارهايي را عليه احمدينژاد سر داده و اعتراض كردهاند كه «ما خس و خاشاك نيستيم!» حتي استاد بزرگواري چون محمدرضا شجريان هم به اين موضوع شديدا واكنش نشان داده و گفته است «صداي اين خس و خاشاك را از تلويزيون پخش نكنيد!» سوال اينجاست كه آيا اصلا اين مساله حقيقت دارد؟ آيا حقيقتا احمدينژاد به ميليونها ايراني كه به او راي نداده بودند، اينچنين توهين كرده است؟ راستش را بخواهيد در روزهاي اخير آنقدر روي اين مساله تبليغ كردهاند كه خيليها واقعا چنين تصوري دارند. من هم با اينكه آن سخنراني را مستقيما از تلويزيون ديده بودم، يك لحظه دچار شك و ترديد شدم و با خودم گفتم نكند اين دوستان عزيز واقعا راست ميگويند، اما وقتي به اصل خبر و متن سخنراني احمدينژاد مراجعه كردم، خيالم راحت شد. در اينجا از همه دوستان معترض و منتقد هم خواهش ميكنم كه انصاف داشته باشند و فارغ از احساسات و تعصبات، اين بخش از سخنراني احمدينژاد را به دقت بخوانند: «در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بودهاند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست. رقابت ها به پایان رسید و دوره دوستیها و ساختنها آغاز شد» همان طوري كه ميبينيد، احمدينژاد در آن سخنراني چند بار روي آراي 40 ميليوني مردم ايران تاكيد و از همه آنها هم بعنوان ملت همدل و عزيز ايران ياد كرده بود. اما در ادامه با اشاره به شورشها و اغتشاشات روزهاي اخير، براي آنهايي كه در اين اغتشاشات نقش داشتند، از عبارت «خس و خاشاك» استفاده كرد. دليل ادعاي من هم اينست كه احمدينژاد دقيقا در اين قسمت از سخنانش به سوال يك خبرنگار غربي اشاره ميكند و ميگويد:«امروز خبرنگاری سوال کرد بعضیها در گوشه و کنار کارهایی انجام میدهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژههای تندی را بکار برد و من برای او یک مثالی زدم و نتیجه گیری کردم. من به این خبرنگار گفتم شما اشتباه میکنید، ملت ایران یکپارچه است» حالا سوال من از دوستان معترض اينست آيا احمدينژاد چيزي جز حقيقت گفت؟ آيا شما قبول نداريد كه عدهاي در گوشه و كنار مملكت، دست به آشوب و اغتشاش زدهاند؟ آيا به نظر شما آشوبگران و اراذل و اوباش، آدمهاي محترمي هستند و خس و خاشاك نيستند؟ اگر طبق گفته شما، منظور احمدينژاد از خس و خاشاك، همان حاميان آقاي موسوي بود، ديگر چه لزومي داشت كه او چندين بار به آراي 40 ميليوني مردم اشاره كند و به آنها احترام بگذارد؟ حالا بالاخره شما خودتان را جزوي از آن 40 ميليون ميدانيد يا آن 4 تا خس و خاشاك؟! آنهايي كه چنين ادعايي دارند، اين جمله احمدينژاد را چطور تفسير ميكنند كه در اولين نطق تلويزيوني خود بعد از پيروزي در انتخابات خطاب به مردم گفت: «بايد از همه کساني که چنين حماسه بزرگي خلق کردند؛ چه کساني که به من راي دادند و چه کساني که به ديگران راي دادند، تشکر کنم» قطعا آن اراذل و اوباشي كه در روزهاي گذشته دست به آشوب و اغتشاش زدهاند، چيزي جز خس و خاشاك نيستند و ما هم به آنها حق ميدهيم كه از شنيدن اين عبارت ناراحت و عصباني بشوند، اما سوال اينجاست كه چرا حاميان آقاي موسوي اصرار زيادي دارند اين جمله را به خودشان بگيرند؟ مگر ميرحسين موسوي ديروز در بيانيهاش به صراحت نگفت حساب ما از آشوبگران جداست؟! از آدمهاي متوهم و دروغگو انتظار چنداني نيست، اما آنهايي كه دم از شعور و منطق و عقل و حقيقت و انصاف ميزنند، چطور عبارت به اين واضحي را ناديده ميگيرند و فورا آن «خس و خاشاك» را به خودشان ميگيرند؟! آيا درك يك جمله معمولي اينقدر براي بعضي دوستان سخت و دشوار است؟ يا اينكه مشكل جاي ديگري است و آنها به خودشان حق ميدهند كه براي رسيدن به اهدافشان، به هر شيوه و دروغ و شايعهاي متوسل شوند؟ لينكهاي مرتبط: متن سخنراني رييسجمهور در ميدان وليعصر اولين نطق تلويزيوني رييس جمهور بعد از انتخابات اطلاعيه معاونت ارتباطات و اطلاعرساني دفتر رييسجمهور: رييس جمهور حساب اغتشاشگران را از ملت بزرگ ايران جدا ميداند… متأسفانه بازخواني اين موضوع يكبار ديگر نشان ميدهد كه خط تخريب چگونه همواره با قلب واقعيتها، تحريف آشكار، تخريب عيني، تفاسير وارونه و ادعاهاي جعلي سعي در فريب افكار عمومي و حصول مطامع ناچيز سياسي دارند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 15:2 توسط امیر |
|
|
گوشهام از هيجان سرخ شد. باورم نمیشد. پهلوان آواز ايران، محمدرضا شجریان با بغض و رنجش خاطر به تلويزيون بیبیسی میگويد که صدا و سیما حق ندارد «ایران ای سرای اميد» را از تلویزیون پخش کند و آن را به نام آقای احمدینژاد مصادره کند. او میگويد که این آوازها را برای همين «خس و خاشاک» خوانده است و خودش هم در شمارِ همين خس و خاشاک است! «این صدای خس و خاشاک است و هميشه هم خس و خاشاک خواهد ماند»! امروز استوانه و ستون فقرات موسیقی اصیل ايرانی، بانگ رسای حافظ، مولوی و سعدی، بزرگترين تودهنی تاریخ را به آقای احمدینژاد زد! امروز عمیقاً به ايرانی بودن خودم افتخار میکنم! افتخار و عزت یعنی این که هنرمند بزرگ ملت، چنین آبرويی بخرد برای تاریخ و فرهنگ ما! دست مریزاد! عمرش دراز باد شجريان که «فرياد ميهن» است!
بازیکنان تيم ملی در نيمهی اول همگی با دستبند سبز به ميدان میروند و در نيمهی دوم مجبور میشوند دستبندشان را در بياورند. آقای احمدینژاد «فوتبال» را هم به ملت و به موج سبز موسوی باخت! این فضیحت و رسوايی عظيم که دين، علما، فرهنگ، ادبيات، دانشگاه، موسيقی، ورزش و طفل خردسال در برابر آن غریو تندرآسا سر میدهد، به شکم دراندن از زن آبستن و پرت کردن دانشجو از پنجره و گلوله از پشت بام به روی مردم بیدفاع خالی کردن، خاموش نخواهد شد. امروز حتی عسگر اولادی مؤتلفه میگويد که: «هر کس دیگران را خس و خاشاک بداند از بندگی خدا خارج شده است». ديگر چه کسی مانده است که نيرنگ، دروغ، دينستيزی و رياکاری احمدینژاد را فریاد بزند؟ سخن به اين رسايی است: احمدینژاد از بندگی خدا خارج شده است! اين يعنی احمدینژاد طاغوت است! شما جور ديگری حرف عسگر اولادی را میفهميد؟ معنای خروج از بندگی خدا چیست؟ آقای احمدینژاد! گفته بودم که شما شکست خورديد! این را پیش از اعلام نتايج ما فهميده بوديم (بدون دانستن هیچ عدد و رقمی). امروز اين شکست و فضیحت تاریخی شد. یکی از بزرگان و يلان ملت و ديانت نيست که سر سوزنی وجداناش را به دروغ و پلیدکاری و وقاحتِ شما بفروشد. زماناش گذشته است که فرار به جلو کنيد و دموکراسی و انتخابات را مصادره به مطلوب کنید و خيمهشببازی شمارش جزيی آراء يا حتی ابطال صندوقها را علم کنيد. «آن يکی بازی که کردی باختی»! این انبار باروت زوتر از آنکه گمان میکردید، منفجر شد. واقعاً امروز «عصری نو شد چهرهگشا»! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 15:1 توسط امیر |
|
|
هفت، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است. هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته هفت روز دارد، هفت حسن خداداد، هفت گناه کبیره، هفت مرحله در زندگی انسان، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند. تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند: هفت طبقه بهشت هفت گناه کبیره هفت کلمه آخر هفت علم انسانی (علوم سبعه) عجایب هفتگانه طبیعی هفت مرد فرزانه هفت دریا هفت حس هفتمین پسر از هفتمین پسر عجایب هفتگانه قرون وسطی |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:5 توسط امیر |
|
|
این تازه اول راهه
مردان بهتر تصمیم میگیرند یا زنان
نوآوری کشاورز ... خدا عاقبت بخیر کندش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:33 توسط امیر |
|
اين عکس ظاهرا قديمی ترين عکسی ست که از تهران وجود دارد. تاريخ عکس سال 1250 و مربوط به خيابان ميرداماد تهران است |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم اسفند 1387ساعت 19:20 توسط امیر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:19 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم خودشان را از یادشان برد... حشر/ 19
سلام من امیر هستم یه بیوگرافی کوتاه از خودم نام:امیر نام خوانوادگی:میم سن:15 تیم مورد علاقه:بارسلونا ورزش موردعلاقه ام ورزش بوکس شاعر مورد علاقه ی معاصر سهراب سپهری و نیما یوشیج بقیه اش رو هم نمیگم چون خسته میشم تایپ کنم.... راستی باهمه تبادل لینک میکنیم به امید موفقیت |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگی برای دوستداران به فوتبال که همانند این وبلاگ را هیچ جا پیدا نمیکنید برای هواداران منچستر از ابتدا تا کنون آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1388 آذر 1388 آبان 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
قالب رایگان برای بلاگفا |
| نویسندگان |
|
امیر دارک ارت امین |
|
RSS
|